سيد علي طباطبايي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
مصاحبه
 
غدير، ابلاغ است نه تعيين و انتصاب غدیر، ابلاغ است نه تعیین و انتصاب اگر خاتمیت به معنای کمال یافتن و تمام گشتن است، و اگر دین با تثبیت مسأله امامت کامل و تمام گشته ، و واقعه غدیر خم به عنوان وحی الهی درباره امامت و معرفی امام معصوم(ع) و منصوب از طرف خدای سبحان است، پس غدیر خم، دلیل خاتمیت دین اسلام می باشد. قلب عرشي خاتم الانبياء، خزانه اسرار الهي/تعبير جالب قرآن كريم از پيامبر اكرم (ص) قرآن کریم از آن حضرت به عنوان سراج منیر یادمی کندزیرا در تاریکی های افکار بشری و پندارهای بشر می درخشد و نور می دهد. افکار بشریت در آن تاریکی هاست ،آن حضرت سراج منیر افکار بشری است . بحثي كوتاه پيرامون جايگاه عبادت در فرهنگ دين بحثی کوتاه پیرامون جایگاه عبادت در فرهنگ دین در كنار درياي معارف هستيم و احساس تشنگي مي كنيم نهج البلاغه کتابی است در بردارنده حقایق بلند زندگی که هر انسان طالب حقیقت به قدر سعه وجودی خود از آن بهره ها می برد؛آشنایی با این کتاب گرانقدر کلید و مفتاح ورود به این گلستان به خزان می باشد. شرحي كوتاه بر دعاي ماه رجب ادعیه ماه رجب و شعبان برای انسان کلاس درس است، کلاس درس یعنی تعلیم و تعلم و مباحثه و گفتگو . انشاء الله وقتی معرفت پیدا شد این مسائل را انسان متوجه می‌شود ... زيارت مقبول چه ويژگي‌هايي دارد؟ زيارت، آداب ديدار با روح‏هاى پاك، الگوهاى كمال و آيينه‏هاى حق نماست. زائر، خود را در برابر وجودهاى والا و پيشوايان معصومى ديده، با اعتراف به نقص خود و كمال آن اولياى الهى، به فضايل آنان اشاره می‌کند. شدن در جاده اي كه به سحر مي رسد ابوحمزه بیشتر برای کسانی است که طی سال دچار لغزش و گناه شده اند و درپی جبران آن هستند. به عبارت دیگر، نوعی صلح میان عبد و مولاست علي‌(ع) خزانه عقل و مركز حكمت است توجه و تامل در جایگاه معنوی و آسمانی امیرالمومنین‌(ع) هوش از بزرگان و علما ربوده و عقل از درک حقیقت آن انسان روحانی در بیابان سرگردانی وامانده است هر چند علما و فیلسوفان با افق نگاه خود بخشی از عظمت وجودی آن دُر گرانبهای خلقت را بیان کرده‌اند... مناجات شعبانيه؛ تابلوي تمام نماي عرفان شيعي ماه شعبان یکی از ماه‌هایی است که برای آن اعمال و اوراد فراوان ذکر شده که هر یک می‌تواند ابواب رحمت را به روی بندگان بگشاید. یکی از این اعمال که نه تنها در این ماه بلکه در تمامی اوقاتی که آدمی حضور قلب دارد بر آن تاکید می‌شود، ... اصول ششگانه جاذبه و دافعه امام خميني (ره) او آن «روح الله» بود كه با عصا و يد بيضاى «موسوى» و بيان و فرمان مصطفوى به نجات مظلومان، كمر بست؛ نخست، فرعون‏هاى زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور اميد، روشن ساخت.
 
 
 
مقالات
 
علي بن ابي‌طالب (عليه السلام ) طلايه‌دار وحدت امّت اسلامي وحدت در سیره علمی و عملی امیرالمؤمنین (ع)/ حمایت خداوند از جامعه متّحد حسين بن علي(ع)تابلوي انسانيت عزت حسینی و مباحثی پیرامون حریت و آزادی را تحلیل کرده است. سيرى در زندگى سياسى ائمه معصومين عليهم السلام سيرى در زندگى سياسى ائمه معصومين عليهم السلام علم نور است يا آتش؟ انسان مثله دایره نیست که یک مرکز داشته باشد،بلکه مانند بیضی ست که دو مرکز دارد.انسان برای کمال و به فعلیت رسیدن،باید هر دو مرکز را فعال کند؛ یکی اندیشه و دیگری عقیده . اندیشه ی منهای عقیده نقص است و انسان را به فعلیت نمی رساند. در جهان بینی الهی و م... ارتباط انسان با خودش هیچ چیزی به انسان از خود او به او نزدیکتر نیست؛ اگر ارتباط انسان با خودش تبیین گردد معلوم می شود که انسان کجائی است ؛از کجا آمده؛ به کجا می رود؛ آغاز او از کجاست؛ انجام او به کجاست؛ جایگاه او در نظام آفریش چیست؛ هدف از خلقت او چیست؛ فلسفه وجودی او چیس...
 
 
 
زندگی نامه
 
زندگي نامه سیدعلی طباطبائی در 29 جمادی الثانی 1386 ه‍ . ق برابر با 22 /7 / 1345 در مهدی شهر سمنان در یک خانواده مذهبی و زحمتکش به دنیا آمدم تا سال 1360 همراه با تحصیلات، مشغول کار و تلاش و فعالیت بودم، در نیمه دوم سال 1360 به لطف الهی وارد حوزه علمیه شدم. چند ماهی در حوزه سمنان ماندم بعد به حوزه تهران منتقل شدم پنج سال در تهران بودم در این مدت مقدمات و سطح را گذراندم و از آنجایی که تهران مرکز مسائل سیاسی بود آن هم در آن زمان حساس این پنج سال برایم یک دوره آموزش سیاسی اجتماعی محسوب می‌شد ولی هرگز مسائل سیاسی اجتماعی مرا از درس غافل نمی‌کرد. در فروردین 1366 به قم آمدم بعد از اتمام سطح درس خارج اصول را خدمت آیت الله حاج شیخ جواد تبریزی گذراندم و خارج فقه را همواره در محضر مبارک حضرت آیت الله جوادی آملی دامت برکاته توفیق حضور داشتم.
 
 
 
 
 
 
 
  • عزيز بالذات كيست؟   
  • تعداد بازدید : 18   
  • ارسال به دوستان
  •  
  • «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها»

    خداوندا! از تو درخواست مى‏كنم عالى‏ترين مراتب عزّتت را، در صورتى كه تمام مراتب عزّت تو عالى است، خدايا! پس از تو درخواست مى‏كنم به حقّ تمام مراتب عزّتت. «عزّت» يعنى: صلابت، پيامد صلابت، پيروزى است، چون موجود متصلّب و نفوذناپذير شكست نمى‏خورد. وصف عزّت در قرآن كريم بيش از نود بار درباره خداى سبحان به كار رفته و بدين معناست كه او همواره قاهر است و هرگز مقهور نمى‏گردد، حقيقت عزّت همانند ساير اسماى الهى، در انحصار ذات اقدس اوست.

    آيات قرآن كريم پيرامون عزّت سه طايفه است:

    يكم: عزيز بالذات كيست؟ بر اساس تحليل قرآن كريم عزيز محض فقط خداوند سبحان است، «أَنَّ اللّه‏َ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» ، «عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ» ، «الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» ، «الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ» .

    دوم: راه ارتباط و پيوند با عزيز بالذات يعنى خداى عزيز، و راه رسيدن به عزّت چيست؟ مى‏فرمايد: از راه عقايد طيبه و عمل صالح انسان مى‏تواند به عزّت برسد. «مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»

    سوم: راهنمايان اين راه چه كسانى‏اند تا با كمك آنان اين راه عزّت به مقصد برسد؟ مى‏فرمايد وجود مبارك رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و قرآن كريم راهنماى راه عزّت است «الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» .

    عزّت عبارت از تجلّى الهى است كه جميع كمالات الهيّه در آن ظاهر مى‏گردد.

    بارى! عزيز، اسم صفت است و صفت اين اسم عزّت است، و عزّت عبارت از تجلّى الهى است كه جميع كمالات الهيّه به مقتضاى كبريا و مجد و عظمت الهى از هر جهتى و به هر اعتبارى و به هر نسبتى و در هر شأنى، در آن ظاهر مى‏گردد.

    اگر علم در اين تجلّى اعتبار شود، چون غير متناهى و نامحدود است، هرگز چيزى بر او احاطه نمى‏كند، و اگر عظمت الهى در اين تجلّى اعتبار شود، هرگز ذلّت و خوارى در آن راه نمى‏يابد.

    اسماى جلالى مظاهر عالم عزّت و اسماى جمالى مظاهر عالم عظمت است. و بايد دانست كه اسماى جلالى خداى سبحان مظاهر عالم عزّت و اسماى جمالى مظاهر عالم عظمت است، و عالم عزّت يعنى عالم نفى صفات و عالم عظمت يعنى عالم وجود، كه عالم عظمت در ظلّ عالم عزّت است، اين مطلب به خوبى در مناجات نورانى شعبانيه مطرح است: «اِلهى هَبْ لى كَمالَ الانقِطاعِ اِليكَ وَ اَنِرْ اَبصارَ قُلُوبنا بِضياءِ نَظَرِها اِلَيكَ حَتّى تَخرِقَ اَبصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعدِنِ العَظَمَة وتَصيرُ اَرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِّزِ قُدْسِك.»

    پروردگارا! وارستگى از هر چيز و وابستگى كامل به آستانت را به ما موهبت فرما، و ديدگان دل ما را به فروغ نظر به خود روشن ساز، تا ديدگان دل ما حجاب‏هاى نور را بدَرَد و به معدن عظمت كه عالم اسماء است واصل شود و جان‏هاى ما همچون شعاع به عزّ قدست كه عالم نفى صفات است آويخته و معلّق گردد. هرگاه انسان سعادتمندى با اسم شريف «العزيز» اُنس بگيرد، چون ذكر، اُنس مى‏آورد، بعد اُنس، ذكر مى‏آورد، ذكر اوّل و دوم خيلى فرق دارد، در مرحله اوّل ذكر، انسان را به مذكور مأنوس مى‏كند، وقتى ذاكر با مذكور مأنوس شد، بعد از اُنس ذكر پيدا مى‏شود، آن گاه كه انسان بعد از اُنس با خداى سبحان جانش را با ذكر «العزيز» ترنّم بخشد اين جان آمادگى پيدا مى‏كند براى «تَصيرَ اَرواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِّزِ قُدسك». سعه و ضيق عزّت محدود به قلمرو قدرت است.

    نكته با اهمّيّت ديگر آن است كه اگر عزّت به نفوذناپذيرى معنا مى‏شود، جنبه سلبى آن به حيثيت اثباتى تكيه مى‏كند، زيرا صلابت، ستبرى، استحكام و بالاخره قوّت و قدرتِ هر چيزى مايه نفوذناپذيرى او از بيگانه است، بر اين اساس سِعه و ضيق عزّت محدود به قلمرو قدرت است، اگر موجودى مقتدر ازلى و ابدى قدرت بيكران الهى عزّت نامحدود را به همراه دارد.

      و هر موجود ديگرى به افاضه او يافت شود، عزّت چنان موجودى بالذات و دائمى بوده و اعتزاز هر موجود ديگر به اعتزاز او خواهد بود و هراندازه، پيوند با آن عزيز بالذات بيشتر باشد، تعزّز به آن افزون‏تر خواهد شد، خداى سبحان كه قدير ذاتى است، قدرت بيكران او عزّت نامحدود را به همراه دارد.

    جمال السالكين حضرت امام خمينى (رضوان اللّه‏ تعالى عليه) در ذيل اين فصل از دعا آورده است:

    «شايد منظور از «عزّت» در اين بخش از دعا «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها...» صفاتى باشد كه قوّت و غلبه در آنها وجود دارد، مانند قهّار بودن و مالك بودن و واحد بودن و اَحد بودن و معيد بودن و غيره، و با عزّت‏ترين آنها صفتى است كه غلبه و قهر در آن تمام‏تر است، مانند واحد قهار. «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ للّه‏ِِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» ، و يا مانند مالك «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» ، و روز رجوع تامّ، روز سلطنت مطلق و دولت و حاكميت اسم «واحد قهار» است كه اين سلطنت و دولت با بازگشتن سلسله وجودى به سوى اين اسم و فانى گشتن‏شان  در قهر او صورت مى‏گيرد، تا جايى كه همه سلسله معدوم مى‏گردند و سپس عالم آخرت ايجاد مى‏گردد.» چنان كه «مثنوى» هم به آن اشاره كرده است:

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون******  گويدم كانّا اليه راجعون 

     سير و سلوك انسان اطوار گوناگون دارد و قلب سالك در دگرگونى‏هاى جمالى و جلالى متغير است.

    از آنجايى كه سيرو سلوك انسان اطوار گوناگون دارد، و قلب سالك در دگرگونى‏هاى جمالى و جلالى متغيّر است، هرگاه قلب در تحت تصرّف اسماى جلالى قرار گيرد دَهشَت براى سالك پيش مى‏آورد. در اين عظمت الهى حقيقت آن اسماء را مى‏طلبد، زيرا مقام خلافت الهى مظهريت جامع اسماى جمالى و جلالى را اقتضا مى‏كند، در اين حال مى‏گويد: «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ باَعَزِّها».

    خدايا! از تو درخواست مى‏كنم عزيزترين مراتب عزّتت را، تا با دارا شدن اين اسم شريف روح مشتاق من به عزّ قدس تو وابسته گردد واز هرچه غيرتوست در تَوَهم من، رهايى يابم و طعم شيرين و بهجت‏آفرين «العزيز» را بچشم.

    وقتى نور توحيد بر جان انسان سالك تابيد، و در پرتو اين نور ديد كه اسماى خداى عزيز سراسر گيتى را پر كرده است و تمام اسماى او عزيز است، در آن حال خوش توحيدى مى‏گويد: «وَكُلُّ عِزَّتِكَ عَزيزَةٌ».

    و چه زيبا و دلربا است احوال عارفان كه بعد از مشاهده نور توحيد و چشيدن طعم اسمى خاص از اسماى حسناى الهى، ذات اقدس اله را به همان اسم سوگند مى‏دهند: «اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها».

    ستاد سيد علي طباطبايي  
     
     
     
     
     
    رابطه علم و دین
     
    رابطه علم و دين رابطه علم و دین شرح نامه عرفانی ابوعلی سینا به ابوسعید ابوالخیر (جلسه دوم: ۱۱آبان ماه ۱۳۸۸) رابطه علم و دين رابطه علم و دین شرح نامه عرفانی ابوعلی سینا به ابوسعید ابوالخیر(جلسه اول: ۴آبان ماه ۱۳۸۸ ) نامه­ي عرفاني شيخ الرئيس به ابوسعيد ابوالخير سیر و سلوک از دیدگاه شیخ الرئیس ابن سینا باید خداوند متعال آغاز و انجام فکر و آشکار و نهان اندیشه باشد. و باید چشم جان را با نظر به حق تعالی زینت بخشید و قدم نفس را وقف حرکت به سوی خدای سبحان قرار داد و با مرکب عقل در ملکوت اعلی و آیات کبرای الهی سفر کرد و چون به جایگاه خویش بازگشت خدای متعال را در آثار خود منزه بدارد، زیرا او آشکار و نهان است و برای هر چیزی به هر چیزی تجلی می کند و او را در هر چیزی نشانه ای است که بر یگانگی اش شهادت می دهد.
     
     
     
    پیوندها